X بستن تبلیغات

-------------------------------------------------------------------------

کد پیشواز 98ســـردار شهید حاج قاسم سلیمانی


کد پیشواز همراه اول و ایرانسل قاسم سلیمـانی


کد پیشواز مثل قاسم سلیمانی باش هــــمراه اول


کد پیشواز قاسـم هنوز زنده ست غلامرضا صنعتگر


کد پیشواز درمورد سردار قاســـــــــــــــم سلیمانی


-------------------------------------------------------------------------

بیوگرافی کتایون امیر ابراهیمی

بست بیوگرافی

بیوگرافی کتایون امیر ابراهیمی

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

بیوگرافی کتایون امیر ابراهیمی

X بیوگرافی کتایون امیر ابراهیمی X عکس جوانی کتایون امیر ابراهیمی X درگذشت کتایون امیر ابراهیمی X همسر کتایون امیر ابراهیمی X کتایون امیر ابراهیمی وهمسرش X عکس کتایون امیر ابراهیمی X کتایون امیر ابراهیمی و زهرا امیر ابراهیمی X کتایون امیر ابراهیمی قبل از انقلاب X نسبت کتایون امیر ابراهیمی و زهرا امیر ابراهیمی

https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C

کتایون امیرابراهیمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کتایون امیرابراهیمی
Katayoon.jpg
نام اصلی کتایون امیرابراهیمی
زمینه فعالیت سینما و تلویزیون
تولد ۱۳۲۵ خورشیدی (۷۲ سال)
تهران، ایران
ملیت ایرانی
پیشه بازیگر
سال‌های فعالیت ۱۳۴۲ - اکنون
فرزندان نازی و نیلوفر
مدرک تحصیلی دیپلم
صفحه در وب‌گاه IMDb
صفحه در وب‌گاه سوره

کتایون (زاده ۱۳۲۵ خورشیدی در تهران)[۱] بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون است. عده‌ایی او را با شهپر امیرابراهیمی خواننده قدیمی رادیو که با نام هنری کتایون می‌خواند اشتباه می‌گیرند.

محتویات

زندگی‌نامه

پدرش کارمند وزارت خارجه بود و وقتی به باکو رفته بود با مادرش آشنا شد و ازدواج کرد. مادر کتایون اهل باکو بود و تحصیلاتش را در شوروی گذرانده بود. او در مورد نحوه ازدواج پدر و مادرش در مصاحبه‌ای که با روزنامه جام جم داشته این چنین می‌گوید: «در سفری که پدرم به باکو رفته بود با مادرم آشنا شد و در آنجا از مادرم خواستگاری کرد. مادرم در شوروی تحصیل کرده بود و چون مدرک دانشگاه باکو در آن زمان معتبرتر از مدرک تحصیلی دانشگاه‌های ایران بود پس از این که مادرم به ایران آمد به عنوان دبیر ورزش مشغول به کار شد.»[۱] کتایون فرزند اول خانواده بود. دو خواهر و سه برادر دارد. کودکی اش را در رشت گذراند. نوجوان بود که به تهران آمد. در دبیرستانی در خیابان شاه آباد تحصیل کرد، مادرش هم در همان مدرسه تدریس می‌کرد. در ۱۷ سالگی به عقد یکی از اقوام نزدیکش درآمد و صاحب دو دختر به نام‌های نازی و نیلوفر شد. از کودکی عاشق بازیگری بود و در خانواده‌ای زندگی می‌کرد که با هنر بیگانه نبودند. شوهر عمه‌اش، کارگردان تئاتر بود و البته نسبت دوری هم با شهلا ریاحی و بهمن فرمان‌آرا دارد. در مورد چگونگی ورودش به دنیای هنر می‌گوید: «یادم است نزدیک دبیرستان ما سالن تئاتری بود که اکثر هنرپیشه‌های آن زمان در این سالن، نمایش اجرا می‌کردند. من هم به واسطه شوهرعمه‌ام که در تئاتر بود زیاد به آنجا می‌رفتم و از همان‌جا با صحنه تئاتر واقعی آشنا شدم.»[۱]

پیش از انقلاب

عمده فعالیت بازیگری اش پیش از انقلاب ۱۳۵۷ است. کار خود را در سینما به عنوان بازیگر از سال ۱۳۴۲ با فیلم تار عنکبوت (مهدی میرصمدزاده) آغاز کرد و تا سال ۱۳۵۳ در چهل و هشت فیلم بازی کرد.

بی شک یکی از بیاد ماندنی‌ترین نقش‌هایش را در فیلم حسن کچل (علی حاتمی، ۱۳۴۹) بازی کرد. او می‌گوید: «قبل از حضورم در این فیلم آشنایی چندانی با مرحوم علی حاتمی نداشتم و فقط از طریق شوهرم تهیه‌کننده فیلم را می‌شناختم. یک روز آقای حاتمی مرا در دفتر ایشان دیدند و از من خواستند که این نقش را بازی کنم، اما همان موقع به من گفتند این فیلم موزیکال است و معلوم نیست که اصلاً بفروشد یا نه، اما با این حال من قبول کردم که این نقش را بازی کنم و جالب اینجاست که فیلم حسن کچل در زمان خودش یعنی سال ۱۳۴۹ چیزی حدود ۹ میلیون تومان فروخت و من هم برای بازی در این فیلم ده هزار تومان گرفتم.»[۱] در فیلم درختان ایستاده می‌میرند (امیر شروان، ۱۳۵۰) او در کنار آذر شیوا بازی کرد. در فیلم بده در راه خدا (رضا صفایی، ۱۳۵۰) به عنوان نقش اول زن در کنار تقی ظهوری و علی میری بازی کرد. درفیلم ازدواج ایرانی (احمد نجیب‌زاده، ۱۳۴۷) نقش مقابل عارف عارف کیا را بازی کرد.

پس از انقلاب

کتایون امیرابراهیمی پس از ۲۷ سال با سریال بدون شرح (مهدی مظلومی، ۱۳۸۰) بار دیگر به دنیای بازیگری بازگشت و در سال ۱۳۸۲ در سریال کوچهٔ اقاقیا به کارگردانی رضا عطاران در نقش گلنسا، همسر فوت شده منوچهر نوذری، که به شکل روح ظاهر می‌شد و با منوچهر نوذری صحبت می‌کرد به ایفای نقش پرداخت. پس از آن در سال ۱۳۸۳ و با فیلم بازنده به سینما بازگشت. او نقشی هم در فیلم ورود آقایان ممنوع (رامبد جوان) داشت که حاشیه‌هایی را به همراه داشت. امیر ابراهیمی نسبت به نوع نوشتن اسمش در تیتراژ گله‌مند است و می‌گوید: «از رامبد جوان به‌خاطر نوع نوشتن اسم من در تیتراژ گله‌مند هستم چون ایشان هیچ احترامی برای من قایل نشدند و اسم مرا در انتهای تیتراژ نوشتند. متأسفانه امروزه در سینما اخلاق و احترام وجود ندارد.» همچنین او در سال ۱۳۸۳ در سریال طنز «من یک مستاجرم» به کارگردانی «پریسا بخت آور» در نقش «زمانه خانم» ایفای نقش کرد.[۱]

از مجموعه‌های تلویزیونی او می‌توان به بدون شرح، من یک مستاجرم و زیر هشت اشاره کرد.

فیلم‌شناسی

نگارخانه

پانویس

    منابع

    مطالب خواندنی
    دیدگاه کاربران
    

    تبلیغات بنری

    موزیک درخواستی

    آرشیو

    درخواست آهنگ مجاز

    آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

    مطالب

    وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿۵۱﴾ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۵۲﴾