close
دانلود آهنگ جدید
X بستن تبلیغات

-------------------------------------------------------------------------

کد پیشواز 98ســـردار شهید حاج قاسم سلیمانی


کد پیشواز همراه اول و ایرانسل قاسم سلیمـانی


کد پیشواز مثل قاسم سلیمانی باش هــــمراه اول


کد پیشواز قاسـم هنوز زنده ست غلامرضا صنعتگر


کد پیشواز درمورد سردار قاســـــــــــــــم سلیمانی


-------------------------------------------------------------------------

بیوگرافی میترا لبافی

بست بیوگرافی

بیوگرافی میترا لبافی

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

بیوگرافی میترا لبافی

دوست پسر  میترا لبافی ,کانال تلگرام  میترا لبافی, میترا لبافی,  میترا لبافی بدون آرایش,  میترا لبافی متولد,اینستاگرام Instagram  میترا لبافی ,  میترا لبافی ازدواج,  میترا لبافی قبل عمل زیبایی,سایت رسمی  میترا لبافی,آخرین خبر  میترا لبافی,زندگی نامه  میترا لبافی,عکس  میترا لبافی,دوست دختر  میترا لبافی ,عکس همسر  میترا لبافی,  میترا لبافی ویکی پدیا,  میترا لبافی و همسرش,شماره تلفن  میترا لبافی,بیوگرافی  میترا لبافی,  میترا لبافی کیست,

https://www.farsnews.com/news/13910517000387/%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%86-%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1

 

خبرنگار نمانیم تا خبرنگاری را عزیز بدانیم/حسرت مصاحبه با سیمین ‌دانشور بر دلم ماند

خبرگزاری فارس: خبرنگار نمانیم تا خبرنگاری را عزیز بدانیم/حسرت مصاحبه با سیمین ‌دانشور بر دلم ماند

خبرگزاری فارس: گفت‌وگو با میترا لبافی حاوی موارد زیبا و جذابی بود، در این مصاحبه از مرحوم آذریزدی، جلال آل احمد و سیمین دانشور سخن‌های جالبی به میان آمد.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، شاید میترا لبافی را بتوان از خبرنگارانی دانست که در عین تلاش فراوان برای تهیه خبر در حوزه کتاب،‌ خود نیز دستی بر قلم داشته و اهل ترجمه است.

وی علاقه وافری به حوزه کودک و نوجوان دارد و از این رو در کنار کار رسانه‌ای خود در این حوزه گه‌گاه به ترجمه می‌پردازد. آثار او در حوزه کتاب عبارتند از : ترجمه 10 عنوان کتاب مجموعه فسقلی‌ها (سال 1375)،ترجمه کتاب‌های برس جادویی و تالیف کتاب «از گیرنده تا فرستنده » در حوزه رسانه.

دو مجموعه «دفتر جه خاطرات یک بچه لاغر» که پرفروش‌ترین کتاب نیویورک تایمز بوده، آخرین کار ترجمه وی است که منتشر شده‌ است.

به مناسبت روز خبرنگار به سراغش رفتیم تا در کنار کارهای رسانه‌ای و دشواری‌های خاص این شغل،‌ کمی هم گپ و گفتی دوستانه داشته باشیم  و از تالیفاتش جویا شویم.

متن ذیل شرح گپ صمیمانه خبرنگار فارس با میترا لبافی است که می‌آید.

 

خانم لبافی بفرمائید چند سال است کار خبری انجام می‌دهید و از چه زمانی آغاز کرده‌اید؟

 

از سال 1372 به همراه یک برگ نوشته که حاوی یادداشتی شاعرانه بود، به روزنامه کیهان رفتم و بدون اینکه موضوع را جدی فرض کنم اتفاقی به موضوعی جدی تبدیل شد و نوشتن‌های پیاپی و دعوت دبیر سرویس برای تداوم همکاری ادامه داشت، تا چشم به هم زدم پنج سال گذشت. آن هم با نیت و صفای باطنی خبرنگاری، اما وقتی من برای اولین بار کارم را به روزنامه‌ای ارائه کردم آن را در سطل انداختند، آقای اثنی اعشری که هرکجا هست خدایا به سلامت دارش می‌گفت، من با تو اینکار را نمی‌کنم و دریچه‌ای باز می‌کنم تا به کوچه خوشبختی بنگری.  فکر می‌کنم توجه به دست خط های ساده یک دختر نوزده ساله ، مسیر زندگیش را عوض کرد و بعد فرصت سازان دیگری که در این راه دیدم . و به این ترتیب، همزمان با کتاب هفته و همشهری، نشریات سروش(هفتگی، جوان  سروش بانوان و ...)  با همکاری می کردم . تا اینکه در سال 1379 به همراه گروهی از دوستانی که از مطبوعات به مجموعه صدا و سیما پیوستند در واحد مرکزی خبر مشغول فعالیت شدم و البته در این مجموعه هم فرصت‌سازان مهربان کم نبودند و نیستند.

 

تاکنون چه تعداد فعالیت داشته و حدودا چه تعداد خبر کار کرده‌اید؟

واقعا تعداد را نمی‌دانم  چون کار روزمره است و کار در روزنامه می‌طلبد تا مقالات و مصاحبه ارائه کنید. اما تعدادی از خبر‌ها را دوست داشتم، نقد فیلم و مصاحبه با شخصیت‌های خاصی که مصاحبه با آنها برایم لذت بخش بوده یا حضور در مکان‌هایی که به برکت این حرفه بوده است.

 

از چه سالی وارد حوزه کتاب شدید؟

 

از همان سال 75 که به «زن روز» رفتم نخستین شماره کتاب هفته در همان ایام منتشر شد و با خبرنگاران این نشریه مرتبط شدم .نسل اول خبرنگاران تخصصی کتاب که در سایه نشریه کتاب هفته متولد شدند و حالا هرچند خیلی‌هایشان نیستند اما با گروه زیادی از آنها که نویسنده هم شده‌اند و اتقافا در حوزه نویسندگی هم موفق بوده‌اند ارتباط دارم.

 

چرا حوزه کتاب را انتخاب کردید؟

نمی‌دانم. فکر می‌کنم در نهایت، شخصیت حرفه‌ای افراد به شخصیت فردی آنها نزدیک است به خصوص در عرصه خبر، برخی نگاه کارمندی دارند، برخی نگاه عاشقانه. من هم کتاب را دوست داشتم.

 

تاکنون گزارشی در حوزه کتاب کار کرده‌اید که به دلتان بچسبد و از آن راضی باشید؟ و در مقابل گزارشی وجود دارد که در پی تهیه آن هستید و زمان اجازه تهیه نداده باشد؟

بله، دو گزارش است که بسیار به آنها علاقه دارم و هیچگاه آنها را فراموش نکردم، یکی مصاحبه با مهدی آذریزدی بود و که در خلال مصاحبه هرچند نتوانستم آشکارا گریه کنم اما از درون گریستم برای کسی که دوران کودکی‌اش را در فقر گذراند و در خانواده‌ای سخت‌گیر و محیطی کاملا بسته، کتاب را به عنوان تنها همدم و مونسش پیدا کرد و تمام آرزویش این روز که یک روز بتواند کتاب گلستان سعدی را بخرد و چون پول نداشت آن را روزانه از کتابفروشی امانت می‌گرفت و همین انس به کتاب بود که باعث طول عمر مرحوم آذریزدی شد و توانست به زندگی ادامه دهد و ادبیات تسکینش داد و گزارش دیگر، مستندی بود درباره جلال آل احمد بود که به منزل پدری جلال مراجعه کردیم و  با بستگان نزدیک او  مصاحبه گرفتیم.

در جریان تهیه این گزارش ، فیلمی از آرشیو صدا و سیما پیدا کردم که این فیلم روی نوارهای قدیمی بود، آن را به سختی تبدیل کردیم این فیلم سخنرانی جلال آل احمد در دانشگاه تهران بود. وقتی این فیلم و گزارش پخش شد نویسندگان فراوانی با من تماس گرفتند و عنوان می‌کردند که ما هیچ تجسم و تصوری از صدای جلال‌آل احمد نداشتیم. خودم هم هروقت به این فیلم نگاه می کنم با خودم فکر می‌کنم وظیفه‌ام تهیه اسناد تصویری از نویسندگانی است که در قید حیاتند. نگذاریم که دیر شود.

 

اما گزارشی که هنوز موفق به تهیه آن نشدید؟

اما گزارشی که در دلم ماند و نتوانستم تهیه کنم و صدا و سیما هم بسیار به آن تمایل داشت؛ تهیه گزارش از زندگی سیمین دانشور بود، با ارتباط و رایزنی‌های فراوان با خانواده‌اش موفق به این کار نشدم. سیمین با مطبوعات هم کمتر گفتگو می‌کرد. بارها از طریق پزشک خانوادگی و خواهرش اقدام کردم اما موفق نشدم. حالا هم از فقدان او ناراحتم و هم از اینکه چرا تصویری از او نداریم .

 

تاکنون به عنوان خبرنگار شده که برای تهیه گفت‌وگو، گزارش و یا مصاحبه مسئولی را پیدا نکنید؟

اتفاقا مسئولان حوزه فرهنگ بسیار در دسترس هستند؛ اما به سوالات جواب مناسبی نمی‌دهند، مثلا درباره موضوع کاغذ که یکی از موضوع‌های روز است. پاسخ مناسبی از سوی مسئولان ارشاد نشنیدیم، جای تاسف دارد که در چنین شرایط بحرانی که این همه سوال وجود دارد، یا وقت مصاحبه داده نمی‌شود و یا سوال را بی پاسخ گذاشته و به وزارتخانه دیگری ارجاع می‌دهند.

بخش قابل توجهی از بحث کاغذ به وزارت ارشاد باز می‌گردد و موضوع مطرح آن است که معاونت مطبوعاتی ، مشکلات را به نحوی در حوزه کاغذ مطبوعات حل کرده است. اما متولی امر کتاب که در معاونت امور فرهنگی است کاملا سکوت کرده و تحت یک سری قوانین قدیمی که «یارانه کاغذ را در قالب بن کتاب ارائه می‌کنیم و کاغذ برای بخش خصوصی است و برای ما تعریفی ندارد و...» از این موضوع شانه خالی کرده‌اند، در حالی که مسئول هستند و باید احساس مسئولیت کنند.

 

چند واژه عنوان می‌کنم نظرتان را بفرمایید.

 

روز خبرنگار: روزی که به دیگران نشان دهیم، خبرنگار بودن خیلی خوب است!

خبر: اغلب دست دوم است.

تیتر: عاشقانه‌ترین بخش خبر.

تاکنون بدون خبر مانده‌اید؟ زیاد.

استرس: وقتی که یاد فیلم باغ وحش شیشه‌ای می‌افتی.

توصیه به خبرنگاران کنید: خبرنگار نمانند تا همیشه این حرفه برایشان عزیز باشد.

خاطره‌ای از دوران خبرنگاری بگویید:

متاسفم از اینکه درباره اتفاقات و مکان‌هایی که مراجعه کردم چیزی ننوشتم، اما یکی از معدود خاطرات متفاوتم سفر به کره شمالی(سفر کاری) و عراق(سفر خانواد‌گی) بود، وقتی به کره شمالی رفتم خوشحال شدم که در ایران زندگی می‌کنم چراکه آب ، برق و حتی اتوبوس و وسیله نقلیه‌ای در این کشور وجود نداشت، شهر مردگان. شهری که گرد مرگ بر آن پاشیده‌اند . ... وقتی از کره شمالی به جنوبی می‌رفتیم دنیایی متفاوت بود، کشوری که در دنیا بالاترین سرعت اینترنت را داراست و مملو از پیشرفت‌های تکنولوژی است.

اما سفر به عراق و عتبات هم خاطرات خود را داشت چرا که بچه‌های لاغر اندام عراقی برای هزار تومان چرخ دستی‌هایی حامل بانوان را این‌سو و آن سو حمل می‌کردند که برای من غم‌انگیز بود. وقتی از مرز گذشتیم و به ایران آمدیم، احساس تازگی و شادابی کردم . فهمیدم که روی کره زمین کشورهایی هستند که نیست در جهانند و کمتر دیده می‌شوند.

 

فارس: سپاسگزارم که وقتتان را در اختیارم گذاشتید.

من هم سپاسگزارم و روزتان مبارک.

انتهای پیام/و

مطالب خواندنی
دیدگاه کاربران


تبلیغات بنری

محل تبلیغات شما

آرشیو

درخواست آهنگ مجاز

آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

مطالب

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿۵۱﴾ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۵۲﴾