X بستن تبلیغات

-------------------------------------------------------------------------

کد پیشواز 98ســـردار شهید حاج قاسم سلیمانی


کد پیشواز همراه اول و ایرانسل قاسم سلیمـانی


کد پیشواز مثل قاسم سلیمانی باش هــــمراه اول


کد پیشواز قاسـم هنوز زنده ست غلامرضا صنعتگر


کد پیشواز درمورد سردار قاســـــــــــــــم سلیمانی


-------------------------------------------------------------------------

بیوگرافی صدیقه حائری

بست بیوگرافی

بیوگرافی صدیقه حائری

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

بیوگرافی صدیقه حائری

دوست دختر صدیقه حائری , صدیقه حائری قبل عمل زیبایی, صدیقه حائری کیست,زندگی نامه صدیقه حائری,عکس صدیقه حائری,شماره تلفن صدیقه حائری,کانال تلگرام صدیقه حائری,سایت رسمی صدیقه حائری, صدیقه حائری ازدواج, صدیقه حائری بدون آرایش,عکس همسر صدیقه حائری, صدیقه حائری ویکی پدیا,بیوگرافی صدیقه حائری, صدیقه حائری متولد,آخرین خبر صدیقه حائری,صدیقه حائری, صدیقه حائری و همسرش,اینستاگرام Instagram صدیقه حائری ,دوست پسر صدیقه حائری ,

           خانواده

آقای دکتر حسابی در کنار تمامی علایق علمی خود، به خانواده عشق می‎ورزیدند و همواره جایگاه ویژه‎یی برای خانه و خانواده منظور می‎کردند. ایشان حتی در سفرهای رسمی خود، فرزندانشان را به همراه می‎بردند و کلیه مراسم و اعیاد را با حفظ تمامی سنن در کنار خانواده به سر می‎بردند. ایشان احترام خارق‎العاده یی برای همسر خود قائل بودند و برای مثال هیچ گاه همسر خود را با صوت بلند صدا نمی‎کردند، به طوری که فرزندانشان نمی‎دانستند ایشان خانم دکتر را چه صدا می‎کردند.

    
        
             http://www.hessaby.com/khanevade.html
          
      پس از صد و ده سال پیامی الهی ، و یا تنها تقارنی شگفت انگیز

به قول استاد دکتر سید محمود حسابی : خانه تولد یا از زبان ما : منزل پدری پروفسور حسابی ، با دیرینگی قریب به دو قرن . خانه‎‎‌‌‌یی با شماره (پلاک) یا به اصطلاح آن روزها : کاشی 47 ، در میدان وحدت اسلامی (میدان شاهپور) ، بازارچه قوام‎‎‎‌‌‌الدوله تهران ، پشت کلیسای ارامنه ، ساختمانی با ستون‎‎‎‌‌‌های سنگی تراشیده و سقف‎‎‎‌‌‌های چوبی با نقوش زیبا ، مزین به آیات کریمه و سروده‎‎‎‌‌‌های زیبا و پندآموز گلستان و بوستان سعدی و منتخبی از غزلیات بی‎‎‎‌‌‌بدیل دیوان حافظ کبیر ، که سید محمود ، در آن متولد شد .
سپس ، در گستره بی‎‎‎‌‌‌ وفایی‎‎‎‌‌‌ های پدر (معزالسلطنه) با تحمل گرسنگی ، رنج و مشقت وصف‎‎‎‌‌‌ناپذیر در غربت ، در دامان مادری فاضله (خانم گوهرشاد حسابی) که از این مصیبت‎‎‎‌‌‌ ها، برای تمام عمر افلیج شده بودند ، رشد یافته ، از نوجوانی ، قرآن کریم را حفظ ، دیوان حافظ و گلستان و بوستان سعدی را ، از بر کرده و در جوانی موفق به کسب مدارک و درجات تحصیلی ، علمی ، هنری و ورزشی از مراکز علمی و دانشگاه‎‎‎‌‌‌های تراز نخست جهان گردیدند .
ولی ، بهترین امکانات دانشی و موقعیت‎‎‎‌‌‌های پیشرفته‎‎‎‌‌‌ترین کشورهای دنیا را ، به قصد سربلندی‎‎‎‌‌‌ آفرینی برای میهنشان ، رها نموده و با وجود عدم استقبال و همراهی مسئولین کشور ، با تحمل دشواری‎‎‎‌‌‌های بسیار ، در ایجاد مراکز علمی ، صنعتی ، فرهنگی و پژوهشی ، توفیقات بی‎‎‎‌‌‌مانندی را ، به دست آوردند .
استاد حسابی ، پس از کسب سمت وزارت فرهنگ (علوم ، آموزش و پرورش ، ارشاد ، اوقاف و میراث فرهنگی) در دولت دکتر مصدق ، ناگهان ، مورد التفات پدر واقع شده ، باغ ییلاقی حسابی ، در محله قدیمی مقصود بیک ، تجریش ؛ منطقه‌یی بسیار سرسبز و زیبا ، به نام چهارراه حسابی (که تا چند سال قبل ، کوچه باغ‌های بهشت و اکنون پارکینگ برج‎‎‎‌‌‌ها ! نامیده می‌شود) را ، به فرزند می‎‎‎‌‌‌بخشد .
خانه‎‎‎‌‌‌یی‎‎‎‌‌‌که با کوشش شبانه‎‎‎‌‌‌روزی استاد و همسر فداکارشان (خانم صدیقه حائری) ، امروزه با نام منزل و موزه پروفسور حسابی ، مورد توجه دانش‎‎‎‌‌‌خواهان و دوستداران علم و فرهنگ و ادب ایران عزیزمان می‎‎‎‌‌‌باشد .
اما ، پس از گذشت بیش از یک قرن و بعد از آن که شهرداری تهران ، تصمیم به جایگزینی پلاک‎‎‎‌‌‌های سطح شهر می‎‎‎‌‌‌گیرد ، تقارنی مبارک و شگفت‎‎‎‌‌‌انگیز ، دو خانه استاد عشق را ، با فالی نیک ، نقشی ماندگار می‎‎‎‌‌‌بخشد ، به این معنا که موزه و منزل پروفسور حسابی ، صاحب همان شماره (پلاک) یا کاشی47 محل تولد استاد می‎‎‎‌‌‌شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

hesar1.blogfa.com/tag/صدیقه-حائری

 

 

 

 

 پرفسور حسابی:سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما ایرانیان است.

_ پرفسور حسابی عاشق حافظ بودند،در یک شب یلدا،هنگامی که متوجه می شوند،ایرج،کلامی را به،در غزلی،به اشتباه می خواند،تصمیم می گیرند،تدریس حافظ را، برای او شروع کنند،که دقت و صرف وقت استاد،برای این مهم،بیش از 5سال،به طول می انجامد.
ایرج حسابی می گوید:در مورد آموختن دیوان حافظ،خیلی عاقلانه رفتار کرده،و از این بابت همیشه خوشحالم،زیرا تمام آن چه پدر،درباره ی غزلیات می گفتند،مثل اشاره،مثال، تفسیر و معانی ابیات را،یادداشت می کردم،و به این ترتیب یک گنجینه بی نظیر از خدا پرستی،عشق به ایران و ادبیات آن،فلسفه،عرفان،انسانیت و فداکاری و از همه مهم تر درباره ی اخلاق،گردآوری کردم.

_ ایرج حسابی:پدر دیوان حافظی را،که در خانه داشتیم،تصحیح می کردند غزلیات و ابیات اضافی را،که درطی 700سال به دیوان حافظ،کلمات صحیح را یافته،و جایگزین و اصلاح می کردند.
برای شناخت حافظ یک کلید یا وجه مشترک وجود دارد.یعنی در ابتدای هر غزل،یک مسئله و مشکل اجتماعی را،مطرح می کند.بعد خطرات آن مشکل را می گوید،و راه حل هایش را هم نشان می دهد سپس به انسان راهنمایی لازم را می کند و بعد امید می دهد،و در آخر خداحافظی می کند.

_ پرفسور حسابی همشه با تأسف می گفتند:کتاب های درسی،در طی این 35 سال اخیر به گونه ای نوشته شده اند،که بچه های ایران را،با ادبیات غنی خودشان،بیگانه می کند.
همیشه گله مند بودند که این رفتار،مشابه کاری است،که ما با موسیقی خود،انجام داده ایم.

_ ایرج حسابی:پرد هیچ چیز را دور نمی ریختند،حتی اگر سنجاق ته گردی پیدا می کردند،برای این که زیر دست و پا نرود،و گم هم نشود،آن را بر می داشتند،و به پشت یقه و کت شان فرو می کردند.اگر تعداد سنجاق ها زیاد می شد،آنها را به جا سنجاقی،که خودشان درست کرده بودند،منتقل می کردند.

_ پرفسور حسابی به خاطر عشق زیادی که به مادرشان گوهرشاد داشتند هیچ گاه اسم ایشان را به زبان نمی آوردند و فقط از لفظ خانم استفاده می کردند.

نظر بگذارید انتقاد هم بکنید...

2-نکات مهارتی زندگی پرفسور سید محمود حسابی(استاد گلم)


http://pardis3.persiangig.com/hesabi/pic_7_1.jpg

_ پرفسور حسابی جمله ای زیبا از یکی از سرپرست های کارگاه راهسازی می گفت و  آن این بود:

(المعده ام کل داء و الحمیة ام کل دواء)

معده مادر همه ی ناخوشی هاست،و پرهیز مادر همه ی داروهاست.

_ با توجه به تمام کارهایی که استاد در زمینه های گوناگون عملی،تحقیقاتی،اداری و سیاسی داشتند،همیشه معتقد بودند،که مرد باید تماس دائمی خود را با همسر و فرزندانش،حفظ کند.

_ پرفسور حسابی بدون استثنا،هر سه وعده غذا را،در خانه و کنار خانواده،صرف می کردند.

استاد ساعت7صبح 12/5ظهر و 8شب سرمیز غذا حاضر بودند استاد خود در امور خانه به همسرش کمک می کرد و فرزندان را نیز به این امر تشویق می کردند.
پرفسور حسابی:وقتی قشنگ غذا بخوریم یعنی آرام و سنجیده و با تأمل غذا را صرف کنیم در حقیقت به دو فلسفه عمل کرده ایم:یک بار از خداوند سپاس گذاری کرده ایم،شکر نعمت ها و برکت های او را،بجا آورده ایم؛از طرف دیگر با طرز زیبای غذا خوردن از خانم خانه نیز تشکر کرده ایم.

_ بعد از صرف شام حدود ساعت9 شب،پسر و دختر مشهدی اسماعیل،که همسایه و راننده دانشکده علوم بودند،به خانه استاد می آمدند،تا نکات درسی و مسئله یی،که حل آن برایشان دشوار بود،از استاد و همسرش بپرسند.
هر شب ساعت 10الی12 تایم آموزش به فرزندان بود.
آموزش قرآن ،نمازها و دعاها،معمولا به عهده ی خانم صدیقه حائری(همسر استاد) بود اگر در ترجمه و تفسیر آیه ها،برای مادر مشکلی پیش می آمد،به سراغ پدر می رفتند،از ایشان می پرسیدند.
ایرج حسابی:این دو ساعت برای ما،ساعاتی استثنایی بود،و حاضر نبودیم این اوقات را با چیز دیگری،عوض کنیم،و این دوساعت هیچ وقت لغو نشد.

_ پرفسور حسابی همیشه برای صدا کردن فرزندان از ضمیر(شما)استفاده می کردند.

برای شادی روح استاد یه فاتحه کوچولو بخون...

نظر بگذارید انتقاد هم بکنید...

بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان

اللهم أخرجنی من ظلمات الوهم
پروردگارا، ذهن مرا از پریشانی ها و تاریکی های وهم خارج کن

و أکرمنی بنور الفهم
و به نور فهم مرا گرامی بدار و در درک و فهمیدن مطالب یاری ام کن

اللهم افتح علینا أبواب رحمتک
پروردگارا، درب های رحمتت را به روی ما بگشای

و انشر علینا خزائن علومک
و از علومی که نزد توست ما را نیز بهره مند ساز و گنج های دانشت را بر ما بگستران

برحمتک یا أرحم الراحمین
به امید رحمت تو ای مهربان ترین مهربانان

 

 

 

 



مطالب خواندنی
دیدگاه کاربران


تبلیغات بنری

موزیک درخواستی

آرشیو

درخواست آهنگ مجاز

آهنگ مورد نیاز خود را درخواست کنید.

مطالب

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿۵۱﴾ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۵۲﴾